محمد محمدى گيلانى
240
شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )
مىزد اندر آفتابش او به خار * او « احد » مىگفت بهر افتخار از تنش صد جاى خون بر مىجهيد * او « احد » مىگفت و سر را مى نهيد گر ز زخم خار تن غربال شد * جان و جسمم گلشن اقبال شد تن به پيش زخم خار آن جهود * جان من مست و خراب آن ودود خلوت بلال در جلوت استقامت آموختن بود ، شكنجه و تعذيب جسمش ، نه هيچ تأثير در جمعيّت خاطرش نداشت ، بلكه حضور باطن و سرّش را نزد حضرت ودود تبارك و تعالى شديدتر مىكرد و با شكنجه نعشه مىشد و مست و خراب عشق ازلى مىگرديد و تجليات گوناگون حقتعالى او را فرا مىگرفت ، و همين تجليات است كه در فقرهء دعاى ما نحن فيه به حجاب نور تعبير شده و خرق و دريدن آن را از خداى تعالى مسألت كرده است كه عريان از همهء حجابهاى نور و تجليات مطلق ، به حق سبحانه و تعالى و اصل شود : « انّ روح المؤمن اشدّ اتصالا ، بروح اللّه من اتصال شعاع الشمس بالشمس . » اتّصالى به تكيّف بى قياس * هست ربّ الناس را با جان ناس ليك گفتم : ناس من نسناس نى * ناس ، غير جان جان اشناس نى ما رميت اذ رميت خواندهاى * ليك جسمى در تجزّى ماندهاى « 1 »
--> ( 1 ) مثنوى مولوى .